اهداف امام حسين عليه السلام از قيام عاشورا
اهداف امام حسين عليه السلام از قيام عاشورا
از جمله کلمات نورانی که از امام حسین علیه السلام در آغازین قدم های حرکتشان به سمت کربلا به یادگار مانده است و شاید جزو مشهورترین کلمات حضرت نیز باشد کلامی نورانی است که در وصیت نامه ای که نزد برادر بزرگوارشان محمد ابن حنفیه (سلام الله علیه) سپرده اند نقل شده است. قسمتی از این کلام نورانی حضرت که معمولا بر پیشانی حادثه ی عاشورا می درخشد این است: «ِ وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً[1]» ابتدا این انگیزه ها را از حرکت خودشان دفع می کنند. حرکت حضرت ناشی از استکبار بر خدای متعال و تکبر بر خلق نیست. «وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً[2]» نه متکبرانه است و نه مستکبرانه «ِ وَ لَا بَطِراً[3] » از سر طغیان و نارضایتی بی مورد و زیاده خواهی نیست. «ِ وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً[4]» نیت امام تجاوز به حدود دیگران و فساد در جامعه نیست. «وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي صلی الله علیه وآله و سلم أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِی[5]» اولین هدفی که حضرت بیان می کنند این است که من تنها به دنبال اصلاح در امت جدم هستم؛ قصد من امر به معروف و نهی از منکر و حرکت در راه نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و امیرالمومنین علیه السلام است. این سه مورد در پیش روی همه ی اهداف حضرت می درخشد.
مبنای درک سخنان معصومینعلیهم السلام
افق صحبت و درک کلام امام با ویژگی دورنمایی که در اختیار حضرت بوده بر ما پوشیده است. اگر کسی تصور نماید که می تواند به علم امام راه پیدا کند دچار توهم است. تنها انسان به میزان تسلیم و تولی که دارد قلبش با کلمات معصومین نورانی می شود. علمای بزرگ در علم اصول این کار را نمی کنند، یعنی وقتی اجتهاد را تعریف می کنند، آن ملکه ی قدسی را در آن دخیل نمی دانند. گاهی اجتهاد طوری تعریف می شود که به نظر می آید انسان یهودی هم می تواند مجتهد باشد، ولی معمولا در مدارکی که باقی مانده و تصدیق های اجتهاد به این نکته اشاره شده است که «ملکتهٌ قدسیتهٌ» یعنی فهم کلام نورانی امام صرفا مبتنی بر یک سلسله قواعد نیست، بلکه نورانیت تقوا و تولی در مقام استنباط شرط اصلی درست فهمیدن کلام معصوم است و هر اندازه تولی انسان به سخنان معصومین بیشتر باشد دریافتی که از انوار آنها می نماید نیز بیشتر است.
تفاوت افق دید امام حسین علیه السلام در اصلاح جامعه با دیگران
اصلاح طلبی که مقصود امام علیه السلام بوده چیست که راه حضرت را از راه بسیاری از مدعیان اصلاح طلبی و مصلحان جدا می کند؟ این کدام اصلاح است و حضرت در کدام افق به این اصلاح نگاه می کردند؟ کسانی که به دنبال اصلاح هستند افق دیدشان متفاوت است. گاهی مشکلات و رنج ها را در محدوده ی خانه، شهر، کشور و حتی دنیای خود می بینند. این یک افق دید است. کسانی که به دنبال اصلاح در یک شهر یا روستا هستند برنامه ی کاملا متفاوتی با افرادی که به دنبال اصلاح جامعه ی بشری هستند و می خواهند جامعه ی بین الملل را تحت تاثیر خودشان قرار بدهند دارند. گاهی اصلاح گرانی دیده می شوند که افق دیدشان در حد پاهای برهنه و شکم های گرسنه است. البته درست است، این ها جزو رنج های مزمن جامعه ی بشری هستند که بی تردید باید این رنج ها از بین برود. بی تردید جامعه ی بشری باید به نقطه ای برسد که بی عدالتی و فقر حتی در ظاهر زندگی بشر نیز وجود نداشته باشد، ولی گروهی محدوده ی نگاهشان همین اندازه است، یعنی بیش از این نمی بینند، رنج بشر را رنج در خوردن و پوشیدن و رنج های معیشتی تفسیر می کنند و ریشه ی این رنج ها را نیز به دنیای مادی و عالم طبیعت نسبت می دهند. وقتی آثار افرادی که در طول تاریخ بشری در این زمینه اقدام کرده اند را مطالعه می کنیم (آثار فلسفی و حتی ادبی) افق رنج هایی که در لابه لای کلماتشان به چشم می خورد بیش از رنج های طبیعی که انسان ها در دنیا به آن مبتلا می شوند نیست و بسیاری از این رنج ها نیز رنج های عالم عبور است، یعنی عبور ما به سمت خدای متعال از دل این رنج هاست. « يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيه[6]» این رنج، رنج عبور است. بسیاری از رنج ها برای این است که عبودیت و خضوع جز از راه تحمل سختی ها، رنج ها و گرفتاری ها برای ما ممکن نبوده است.
نقل از
سايت پژوهه تبلیغ 






الف ) : این وبلاگ منعکس کننده نظرات مردم عزیزمنطقه امام صادق (شهر خلخال ) در خصوص عملکرد مجموعه مسولین مسجد (هیئتامنا- هیاتهای مذهبی - کانون فرهنگی - و...می باشد.