حضرت آیت الله العظمی احمد بن محمّد اردبیلی (مقدس اردبیلی) :  نقل شده است: مقدس اردبیلی شبی پیامبر(ص) را در خواب دید در حالی که حضرت موسی(ع) در خدمت آن بزرگوار نشسته بود: حضرت موسی(ع) از حضرت رسول اکرم (ص) سوال کرد: این مرد (مقدس اردبیلی) کیست؟ پیامبر(ص) فرمود: از خودش سوال کن. پس حضرت موسی(ع) سوال کرد: تو کیستی؟ مقدس اردبیلی فرمود:من احمد پسر محمّد از اهل اردبیل و در فلان کوچه وفلان خانه مسکن من است. حضرت موسی(ع) فرمودند:  من از اسم تو سوال کردم :این همه تفصیل برای چه بود؟مقدس اردبیلی فرمود:خداوند عالم از تو سوال کرد این چیست در دست تواست؟ و تو فرمودی :این عصای من است. به آن تکیه کرده و نیز با آن گوسفندانم را می رانم و استفاده های دیگری هم از آن می کنم :پس تو چرا اینقدر تفصیل در جواب گفتی؟ حضرت موسی(ع) به پیامبر(ص) عرض کرد: راست گفتی علمای امّت من مانند پیامبران بنی اسرائیل می باشند... . گفته اند:زائری در نجف در کوچه ای به مقدس اردبیلی برخورد کرد در حالی که مقدس اردبیلی لباس بسیار کهنه ای در تن داشته و شبیه اشخاص مستضعف می نمود. آن زائر گفت :ای پیر مرد حاضری لباس مرا بشویی و در عوض به تو مزد دهم؟ مقدس اردبیلی قبول کرده و لباس های اورا گرفته به منزل برد وشست و خشک کرد و آورد و تحویل داد. وقتی آن شخص خواست مزد مقدس اردبیلی را بدهد یکی از دوستان مقدس اردبیلی رسید و هنگامی که متوجه قضیه شد به آن شخص گفت: می دانی این مرد کیست؟ این علامه، مقدس اردبیلی است. آن شخص به دست و پای مقدس اردبیلی افتاده و عذر خواهی نمود. آیت الله مقدس اردبیلی در جواب فرمود:این کمترین کاری بود که من درحق برادر ایمانی خود کرده ام و خوشحال می شوم اگر بتوانم به برادر دینی خود کمک کنم!                     داستان هایی از زندگی علما